نزاع افکندن
مترادفها
دعوا کردن، درگیری ایجاد کردن
متضادها
صلح برقرار کردن
لغت نامه دهخدا
نزاع افکندن. [ ن ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایجاد خلاف و دشمنی کردن. دشمنی افکندن. کشمکش و منازعه برپا کردن.
فرهنگ فارسی
ایجاد خلاف دشمنی کردن دشمنی افکندن
دعوا کردن، درگیری ایجاد کردن
صلح برقرار کردن
نزاع افکندن. [ ن ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایجاد خلاف و دشمنی کردن. دشمنی افکندن. کشمکش و منازعه برپا کردن.
ایجاد خلاف دشمنی کردن دشمنی افکندن