نرسیدگی
مترادفها
رسیدگی، توجه، اهتمام، پیگیری، ملاحظه
متضادها
بیتوجهی، غفلت، بیاعتنایی
لغت نامه دهخدا
نرسیدگی. [ ن َ رَ / رِ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) نارسیدگی. کالی. نارسی. مقابل رسیدگی به معنی رسیده بودن. رجوع به رسیدگی شود.
جمله سازی با نرسیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نرسیدگی به مشکلات و نیازهای مراجعین در ادارات دولتی باید با سرعت و دقت بسیار بالا انجام شود تا از معطلی بیهوده شهروندان جلوگیری گردد.
💡 مدیریت صحیح و نرسیدگی به امور مالیاتی شرکت میتواند باعث افزایش سودآوری و بهبود وضعیت اقتصادی سازمان در بلندمدت و در برابر رقبا باشد.
💡 برای بهبود کیفیت خدمات در بیمارستان، نرسیدگی فوری به شکایات بیماران و بررسی دقیق علت مشکلات آنها از اهمیت بسیار حیاتی برخوردار است.