نرخ نهادن

مترادف‌ها

قیمت‌گذاری، نرخ‌گذاری، تعیین قیمت

لغت نامه دهخدا

نرخ نهادن. [ ن ِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) معین کردن حکومت قیمت و بهای چیزی را. ( ناظم الاطباء ). تسعیر. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). اسعار. تقویم:
خاشاک و خار قیمت دُرّ و گهر گرفت
آنجا که تیغ غمزه او نرخ جان نهاد.ثنائی ( از آنندراج ).

جمله سازی با نرخ نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کارشناسان اقتصادی معتقدند که دولت باید با دقت بسیار زیادی اقدام به نرخ نهادن برای کالاهای اساسی نماید تا از تورم ناگهانی جلوگیری شود.

💡 در بازارهای بورس، نوسانات شدید قیمت‌ها باعث می‌شود که معامله‌گران با احتیاط بسیار زیادی در مورد نرخ نهادن برای خرید یا فروش سهام تصمیم بگیرند.

💡 برای تعیین قیمت عادلانه در پروژه‌های بزرگ ساختمانی، مهندسان باید با توجه به هزینه‌های جاری اقدام به نرخ نهادن برای تمامی مصالح و خدمات نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران