رسم نهادن
مترادفها
برقرار کردن، ایجاد کردن، وضع کردن
متضادها
لغو کردن، از بین بردن، نقض کردن
لغت نامه دهخدا
رسم نهادن. [رَ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) رسم گذاشتن. وضع قانون وقاعده و قرار. آیین و شیوه بنیان نهادن. گذاشتن شیوه و طریقه نو. قرار دادن اصول و اسلوب:
همی گفت کاین رسم کهبد نهاد
ازین دل بگردان که بس بد نهاد.ابوشکور بلخی.رسمی نهاد عشقش بر من که سال و ماه
شو صبر خود فروش و غم عشق من بخر.موقری.چو بر هفت شد رسم میدان نهاد
هم آورد و هم رسم چوگان نهاد.فردوسی.روز نخست که مرا خوارزمشاه کدخدایی داد رسم چنان نهاد که هر روز من تنها پیش او شدمی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 336 ).
نکوکار و بادانش و راددوست
یکی رسم ننهد که آن نانکوست.اسدی.رسم تقوی می نهد در عشقبازی رای من
کوس غارت می زند در ملک تقوی روی تو.سعدی.فرهاد کرد کار فغانی که در وفا
رسمی چنان نهاد که نتوان از آن گذشت.فغانی.- رسم بد نهادن؛ قاعده نااستوار و ناخوب گذاشتن. وضع قاعده و قانون نامناسب: نمک به قیمت گیرد تا ده خراب نشود و رسم بد ننهد. ( گلستان ).
ورجوع به رسم گذاشتن شود.
جمله سازی با رسم نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مری بویس که به تفکیک دقیق تعالیم گاتها یعنی آموزههای خود زرتشت با اوستای نو و حتی آیین کهن آریایی اعتقادی ندارد و هخامنشیان را بهطور کلی پیرو زرتشت میداند. بویس در مورد حذف شدگی نام زرتشت از کتیبههای سلطنتی نوشتهاست: «همین حذفشدگی عجیب و شگفتانگیز در سنگنبشتههای سلطنتی ساسانی و حتی در سنگنبشتههای کرتیر هم وجود دارد.» به این ترتیب او عقیده دارد که از آنجائیکه هیچکس در زرتشتی بودن ساسانیان شکی ندارد، نبودن نام زرتشت در سنگنبشتهها دلیل بر زرتشتی نبودن هخامنشیان نیست. با توجه به اینکه هخامنشیان به خاک سپرده میشدند و چنانکه در دین زرتشتی رسم بود در فضای باز رها نمیشدند بویس عقیده دارد که رسم نهادن جسد در فضای باز به تدریج در دین زرتشتی پذیرفته شدهاست و به این موضوع توجه میکند که در هر حال پادشاه هخامنشی در امر تدفین خود از آلودن عنصرهای مقدس احتراز میکردهاند.