نجاره

مترادف‌ها

نجاری، چوب‌کاری

لغت نامه دهخدا

نجاره. [ ن ِ رَ / رِ ] ( ص ) مخفف خوش نجاره یعنی اصیل. در لغت عرب نِجار بمعنی نژاد و اصل است و گمان میکنم در فارسی آن را نجاره کرده اند و بمعنی اصیل و نجیب به کار برده اند، آنگاه که خوش نجاره گفته اند، و گاهی هم که نجاره تنها گفته اند همین معنی خواسته اند. ( از یادداشت مؤلف ):
تو هیدخی وهمی نهی مخ
بر کره توسن نجاره.منجیک.و هزار اسب نجاره و هزار اسب تازی و هزار استر بروعی... ( ترجمه طبری بلعمی ).
آنکه تدبیر او سواری کرد
بر جهان نجاره توسن.فرخی.صد اسب تازی وسیصد نجاره
ز گوهر همچو گردون پرستاره.( منسوب به فرخی ).پیام آور فرودآمد ز باره
نه باره بلکه پیلی بد نجاره. ( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

مخفف خوش نجاره یعنی اصیل در لغت عرب نجاره یعنی نژاد و اصل است و گمان می کنم در فارسی آنرا نجاره کرده اند بمعنی اصیل و نجیب است.

جمله سازی با نجاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنر نجاره نیازمند دقت بسیار بالا و تسلط کامل بر استفاده از ابزارهای مختلف برش و تراش است تا بتوان قطعات چوبی بسیار زیبا تولید کرد.

💡 در بازار قدیمی شهر، مغازه‌های نجاره با بوی خوش چوب گردو و بلوط، مشتریان زیادی را برای خرید مبلمان دست‌ساز و باکیفیت جذب می‌کنند.

💡 یادگیری اصول مهندسی و طراحی مدرن در صنعت نجاره می‌تواند به تولید محصولات با کیفیت بسیار بالاتر و دوام بیشتر در برابر عوامل محیطی کمک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران