ناگسیختنی
مترادفها
تجزیهناپذیر، جداییناپذیر، همیشگی، ماندگار
متضادها
گسیختنی، ناپایدار، فانی، موقتی
لغت نامه دهخدا
ناگسیختنی. [ گ ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) غیرقابل انکسار و انقطاع. ناگسستنی.
جمله سازی با ناگسیختنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیوند عاطفی و محبت میان اعضای این خانواده بسیار عمیق و ناگسیختنی است، به طوری که هیچ سختی و شدتی نمیتواند باعث جدایی یا تضعیف آنها شود.
💡 در دنیای امروز، روابط انسانی و اعتماد متقابل میان ملتها یکی از پیوندهای ناگسیختنی است که برای رسیدن به صلح جهانی و توسعه پایدار بسیار حیاتی میباشد.
💡 با وجود تمام اختلافات سیاسی و اقتصادی، همکاریهای علمی و فرهنگی میان دو کشور همواره به عنوان یک رابطه ناگسیختنی و پایدار باقی مانده است.