ناچشیدن
ناچشیدن مصدری است از ریشهٔ چش که با پیشوند نفی نا ساخته شده و بهصورت نچشیدن نیز بهکار میرود. این واژه در لغت به معنای چشیدن نکردن، مزمزه نکردن یا ناچشیده گذاشتن چیزی است و در متون ادبی و گفتار رسمی، گاه برای بیان بیمیلی به تجربهی چیزی یا پرهیز از آزمودن مزهای خاص مورد استفاده قرار میگیرد. در دستور زبان فارسی، ناچشیدن در زمرهٔ مصدرهای منفی و مقابل چشیدن محسوب میشود و ساختار آن بر پایهٔ قاعدهی اشتقاق با پیشوند نفی است. این واژه در فرهنگهای معتبر لغت، از جمله لغتنامهٔ دهخدا و فرهنگ معین، با ارجاع به مدخل چشیدن تعریف شده و کاربرد آن بیشتر در متون کهن و اشعار کلاسیک فارسی به چشم میخورد. از نظر نگارشی، تلفظ این کلمه بهصورت [ چ َ دَ ] (چَـدَ) نشاندهندهٔ حرکت کوتاه مصوتهاست و رعایت نیمفاصله در نوشتار آن همچون ناچشیدن ضروری است. این نمونه، گویای ظرافتهای خط فارسی و اهمیت نشانهگذاری و فاصلهگذاری صحیح در حفظ یکپارچگی و خوانایی متن است.
مترادفها
بیذوقی، بیاشتهایی
متضادها
چشیدن
لغت نامه دهخدا
ناچشیدن. [ چ َ دَ ] ( مص منفی ) نچشیدن. مقابل چشیدن. رجوع به چشیدن شود.
جمله سازی با ناچشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از سالها تلاش سخت در محیطهای دشوار، سرانجام توانست طعم شیرین موفقیت را بچشد و دیگر از ناچشیدن لذتهای کوچک زندگی رنج نبرد.
💡 بسیاری از مردم در دوران فقر و قحطی، از ناچشیدن غذاهای لذیذ و امکانات اولیه زندگی رنج میبردند و همواره در آرزوی روزهای بهتر بودند.
💡 شاعر با استفاده از استعارههای زیبا بیان میکرد که انسان نباید با ناچشیدن تجربههای جدید، فرصتهای رشد و تکامل روح خود را از دست بدهد.