ناهوشمندی

لغت نامه دهخدا

ناهوشمندی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) ناهوشیاری. بی هوشی. بی عقلی. بی فراستی. ابلهی. کانائی. کودنی. بلاهت. ناهوشمند بودن. مقابل هوشمندی. رجوع به ناهوشمند و هوشمندی شود.

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز