ناهنجیدن
مترادفها
نافرمانی کردن، سرپیچی کردن، یاغی شدن
متضادها
فرمانبرداری کردن، مطیع بودن، همسو شدن
لغت نامه دهخدا
ناهنجیدن. [ هََ دَ] ( مص منفی ) مقابل آهنجیدن. رجوع به آهنجیدن شود.
نافرمانی کردن، سرپیچی کردن، یاغی شدن
فرمانبرداری کردن، مطیع بودن، همسو شدن
ناهنجیدن. [ هََ دَ] ( مص منفی ) مقابل آهنجیدن. رجوع به آهنجیدن شود.