نانیوشیدن
لغت نامه دهخدا
نانیوشیدن. [ نیو دَ ] ( مص منفی ) نشنیدن. مقابل نیوشیدن. || نشنودن. نپذیرفتن. قبول ناکردن.
جمله سازی با نانیوشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمانان پس از پیمودن مسیرهای دشوار، با لذت فراوان به نانیوشیدن و استراحت در کنار چشمههای جاری میپرداختند.
💡 شاعر در اشعار خود به زیبایی از لحظات آرامش هنگام نانیوشیدن در میان طبیعت بکر، برای تجدید قوای جسمی و روحی سخن گفته است.
💡 آن پیرمرد با وجود سختیهای بسیار، همچنان از نانیوشیدن در کنار خانواده و گفتگو با فرزندانش، بیشترین لذت را در زندگی میبرد.