نامیختن
مترادفها
مخلوط نکردن، ترکیب نکردن
لغت نامه دهخدا
نامیختن. [ ت َ ] ( مص منفی ) نیامیختن. ناآمیختن. مقابل آمیختن. || نه میختن. نشاشیدن. مقابل میختن.
مخلوط نکردن، ترکیب نکردن
نامیختن. [ ت َ ] ( مص منفی ) نیامیختن. ناآمیختن. مقابل آمیختن. || نه میختن. نشاشیدن. مقابل میختن.