نامستور

مترادف‌ها

آشکار، نمایان

متضادها

مستور

لغت نامه دهخدا

نامستور. [ م َ ] ( ص مرکب ) آشکار. ظاهر. هویدا. پیدا. واضح. صریح. پدیدار. غیرمستقر. ناپوشیده. لائح. || عریان. لخت. برهنه.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران