نامخدوش

مترادف‌ها

دست‌نخورده، سالم

متضادها

خدشه‌دار

لغت نامه دهخدا

نامخدوش. [ م َ ] ( ص مرکب ) صحیح. سالم. دست نخورده. خدشه نیافته.

جمله سازی با نامخدوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با وجود گذشت سال‌های بسیار طولانی از تولید این شیء باستانی، سطح آن همچنان کاملاً صیقلی و به صورت نامخدوش باقی مانده است.

💡 پس از طی کردن مسیر طولانی و پر دست‌انداز، کالا با بسته‌بندی بسیار محکم به مقصد رسید و بدنه آن کاملاً نامخدوش بود.

💡 او با دقت بسیار زیادی از این الماس گران‌بها نگهداری می‌کرد تا سطح براق و درخشان آن تا همیشه به صورت نامخدوش بماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران