نامحکوک تصویر معنی نامحکوک متضادها حک شده، منقوش لغت نامه دهخدا نامحکوک. [ م َ ] ( ص مرکب ) حکاکی ناشده. حک ناشده. مقابل محکوک. رجوع به محکوک شود. کلمات مرتبط نامرسول نامحسوب نامتروک نامخلوق ناملفوظ گزارش محتوای نامناسب