نامأمول
مترادفها
ناامیدکننده
متضادها
مأمول
لغت نامه دهخدا
نامأمول. [ م َءْ ] ( ص مرکب ) غیرمتوقع. غیرمنتظر. ( از ناظم الاطباء ). بخلاف امید و انتظار. نه موافق میل و آرزو. نه بوفق امل.
جمله سازی با نامأمول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقوع این حادثه ناگهانی و غیرمنتظره در میان جمعیت، یک اتفاق کاملاً نامأمول بود که باعث شد همه افراد در آن لحظه دچار شوک و حیرت شوند.
💡 تغییر ناگهانی در سیاستهای اقتصادی کشور، با وجود پیشبینیهای قبلی، رویدادی نامأمول بود که تأثیرات گستردهای بر بازار سرمایه و زندگی روزمره مردم گذاشت.
💡 کشف این باستانشناسی در اعماق جنگل، یک یافته کاملاً نامأمول بود که تمام فرضیات قبلی دانشمندان را در مورد تاریخ تمدنهای باستان به چالش کشید.