نافهمیدنی

مترادف‌ها

نامفهوم، غیرقابل فهم، مبهم

متضادها

قابل فهم، مفهوم، آشکار، روشن، ملموس

لغت نامه دهخدا

نافهمیدنی. [ ف َ دَ] ( ص لیاقت ) مقابل فهمیدنی. رجوع به فهمیدنی شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران