ناستردنی
متضادها
قابل استرداد، بازگشتپذیر
لغت نامه دهخدا
ناستردنی. [ س ِ ت ُ دَ ] ( ص لیاقت ) محونشدنی. که قابل ستردن نیست. که نتوان آن را سترد و محو کرد. رجوع به ستردنی شود.
قابل استرداد، بازگشتپذیر
ناستردنی. [ س ِ ت ُ دَ ] ( ص لیاقت ) محونشدنی. که قابل ستردن نیست. که نتوان آن را سترد و محو کرد. رجوع به ستردنی شود.