نارستگار
مترادفها
نامناسب، نالایق، نامتناسب
متضادها
شایسته، لایق، مناسب
لغت نامه دهخدا
نارستگار. [ رَ ] ( ص مرکب ) که رستگار نیست. هالک. مقابل رستگار، به معنی ناجی. رجوع به رستگار شود.
نامناسب، نالایق، نامتناسب
شایسته، لایق، مناسب
نارستگار. [ رَ ] ( ص مرکب ) که رستگار نیست. هالک. مقابل رستگار، به معنی ناجی. رجوع به رستگار شود.