ناخردمندی

مترادف‌ها

ناخشنودی، نارضایتی، بیزاری

متضادها

خردمندی، دانایی

لغت نامه دهخدا

ناخردمندی. [ خ ِ / خ َ رَ م َ ] ( حامص مرکب ) بی خردی. سفه. سفاهت. بی عقلی. نادانی. احمقی:
همه چیزها را پسندد خرد
مگر ناخردمندی و خوی بد.ابوشکور.

جمله سازی با ناخردمندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تصمیم‌گیری‌های عجولانه در زمان بحران‌های اقتصادی بدون مطالعه دقیق شرایط، می‌تواند منجر به ناخردمندی بزرگی شود که اثرات منفی آن تا سال‌ها بر جامعه باقی بماند.

💡 بسیاری از مورخان معتقدند که سقوط آن امپراتوری بزرگ نتیجه ناخردمندی حاکمان و ناتوانی آن‌ها در مدیریت صحیح منابع و توجه نکردن به نیازهای واقعی مردم بود.

💡 در دنیای تجارت مدرن، ناخردمندی در سرمایه‌گذاری بدون تحقیق کافی می‌تواند باعث ورشکستگی شرکت‌های بزرگ و از دست رفتن سرمایه‌های عظیم کارمندان و سهامداران شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران