ناحس

مترادف‌ها

شوم، نحس، بدیمن

متضادها

خوش‌یمن، مبارک، خوش‌شانس، نیک

لغت نامه دهخدا

ناحس. [ ح ِ ] ( ع ص ) سال قحط. ( آنندراج ). عام ناحس؛ سال قحط. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). مجدب. ( المنجد ). ج، نواحس.

فرهنگ فارسی

سال قحط جمع: نواحس.

کلمات مرتبط