ناحر
مترادفها
قصاب، ذبحکننده
لغت نامه دهخدا
ناحر. [ ح ِ ] ( ع ص )اسم فاعل است از نحر. ( المنجد ). رجوع به نحر شود.
فرهنگ فارسی
اسم فاعل است از نحر.
قصاب، ذبحکننده
ناحر. [ ح ِ ] ( ع ص )اسم فاعل است از نحر. ( المنجد ). رجوع به نحر شود.
اسم فاعل است از نحر.