ناح

لغت نامه دهخدا

ناح. [ حِن ْ ] ( ع ص ) ناحی. نحوی. رجل ناح؛ مرد نحوی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کسی که نحو میداند. ج، نُحاة. رجوع به نحو شود.

فرهنگ فارسی

نحوی رجل ناح.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز