ناجویده

واژه «ناجویده» در زبان فارسی به معنای چیزی است که جویده نشده و بدون عمل جویدن بلعیده یا رها شده باشد. این واژه از ترکیب «نا» به معنای نفی و «جویده» ساخته شده و مفهوم اصلی آن «جویده‌نشده» یا «مضغ‌نشده» است. در معنای ظاهری و جسمانی، این کلمه بیشتر برای خوراک و غذا به کار می‌رود و به غذایی اشاره دارد که انسان آن را بدون خرد کردن و نرم کردن با دندان مصرف کند. در زبان فارسی قدیم، واژه «مضغ» نیز به معنای جویدن بوده و به همین دلیل در فرهنگ‌های لغت، «ناجویده» را «مضغ‌نشده» و «خائیده‌نشده» نیز معنی کرده‌اند. این واژه علاوه بر معنای مستقیم، در کاربردهای ادبی و کنایی نیز دیده می‌شود و گاهی برای سخن، اندیشه یا مطلبی به کار می‌رود که بدون فکر، بررسی یا تأمل بیان شده باشد. هنگامی که گفته می‌شود سخنی «ناجویده» بیان شد، منظور این است که گوینده بدون اندیشیدن و سنجیدن درست، آن سخن را بر زبان آورده است. در متون ادبی و اخلاقی، این تعبیر برای نکوهش شتاب‌زدگی در گفتار یا رفتار نیز استفاده می‌شود و به انسان هشدار می‌دهد که هر سخنی را نباید بدون تأمل بیان کرد. بنابراین «ناجویده» تنها یک واژه مربوط به غذا نیست، بلکه می‌تواند مفهوم ناپختگی فکری و بی‌دقتی در سخن یا تصمیم را نیز در بر داشته باشد. این واژه نمونه‌ای از ترکیب‌های ساده اما پرکاربرد فارسی است که هم در معنای حقیقی و هم در معنای استعاری کاربرد پیدا کرده است. امروزه نیز در زبان گفتار و نوشتار فارسی، تعبیرهایی مانند «حرف ناجويده» یا «سخن ناجويده» برای اشاره به سخنان نسنجیده و عجولانه بسیار رایج است. بنابراین، این کلمه در اصل به معنای جویده‌نشده است، اما در کاربرد گسترده‌تر، به هر چیز ناپخته، نسنجیده و بدون تأمل نیز گفته می‌شود.

لغت نامه دهخدا

ناجویده. [ ج َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) جویده نشده. مضغنشده. خائیده نشده. مقابل جویده. رجوع به جویده شود.

فرهنگ فارسی

جویده نشده مضغ نشده.

لعنتی یعنی چه؟
لعنتی یعنی چه؟
یما یعنی چه؟
یما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز