ناتربیت
مترادفها
بیتربیتی، بیادبی
متضادها
تربیتشده، باادب، فرهیخته
لغت نامه دهخدا
ناتربیت. [ ت َ ی َ ] ( ص مرکب )بی تربیت و بد پرورده شده. ( ناظم الاطباء ). تربیت ناشده. که تربیت نشده است. که تربیت صحیح نیافته است.
بیتربیتی، بیادبی
تربیتشده، باادب، فرهیخته
ناتربیت. [ ت َ ی َ ] ( ص مرکب )بی تربیت و بد پرورده شده. ( ناظم الاطباء ). تربیت ناشده. که تربیت نشده است. که تربیت صحیح نیافته است.