نابهره مند
مترادفها
محروم، بیبهره
متضادها
بهرهمند، برخوردار
لغت نامه دهخدا
نابهره مند. [ ب َ رَ / رِ م َ ] ( ص مرکب ) بی بهره. بی نصیب. محروم. نابهرمند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بی نصیب بی بهره: نظامی که در گنجه شدشهربند مباد از اسلام نابهرمند. ( نظامی ) مقابل بهرمند بهره مند.
جمله سازی با نابهره مند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از جمعیت ساکن در مناطق بسیار دورافتاده، از خدمات زیربنایی مانند آب آشامیدنی سالم و شبکههای برق پایدار، کاملاً نابهرهمند هستند.
💡 دولت موظف است برنامههای حمایتی ویژهای را برای حمایت از گروههای نابهرهمند از امکانات آموزشی و فرهنگی در جامعه تدوین و اجرا کند.
💡 بسیاری از کودکان در مناطق محروم، از امکانات آموزشی مدرن و تکنولوژیهای روز دنیا نابهرهمند بوده و این موضوع عدالت آموزشی را به چالش میکشد.