نابایستن
متضادها
بایستن
لغت نامه دهخدا
نابایستن. [ ی ِ ت َ ] ( مص منفی ) ناپسند بودن. || ناشایسته بودن. || کراهت داشتن. || غیرمشروع بودن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با نابایستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او معتقد است که در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ، نباید از چالشها ترسید و نابایستن در برابر مشکلات، کلید اصلی موفقیت است.
💡 نابایستن در مسیر یادگیری و جستجوگری، ویژگی مشترک بسیاری از دانشمندان بزرگی است که تغییرات شگرفی در تاریخ علم ایجاد کردهاند.
💡 برای موفقیت در یک کسبوکار نوپا، نابایستن در برابر شکستهای اولیه و یادگیری از اشتباهات، بسیار حیاتی و ضروری به نظر میرسد.