ناازمودگی کار

مترادف‌ها

بی‌تجربگی، ناآزمودگی

متضادها

آزمودگی، تجربه، مهارت

لغت نامه دهخدا

( ناآزمودگی کار ) ناآزمودگی کار. [ زِ / زْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) کارناآزمودگی. بی تجربگی. نامجرب بودن. نداشتن مهارت: غِرَّة و غرارَة؛ ناآزمودگی کار. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( نا آزمودگی کار ) کار نا آزمودگی. بی تجربگی.

جمله سازی با ناازمودگی کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شکست در اولین پروژه بزرگ شرکت، عمدتاً ناشی از ناازمودگی کار مدیر جدید در مدیریت بحران‌ها و مواجهه با شرایط غیرمنتظره در محیط بازار بود.

💡 او به دلیل ناازمودگی کار در زمینه‌های فنی و مهندسی، نتوانست نقشه‌های طراحی شده را با دقت لازم در مرحله اجرا پیاده‌سازی کند.

💡 نباید به دلیل ناازمودگی کار و کمبود تجربه، تصمیمات حیاتی و حساس را در امور مالی شرکت بدون مشورت با متخصصان باسابقه اتخاذ نمود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران