ناارام
مترادفها
بیقرار، مضطرب، پریشان، ناپایدار
متضادها
آرام، آرامش، متین، ساکت
لغت نامه دهخدا
( ناآرام ) ناآرام. ( ص مرکب ) بدون آرامش. بی ثبات. که آرام و سکون ندارد. || شتابگر. عجول. || ناآسوده. بی آسایش. بی تاب. بی شکیب. ناراحت. بیقرار. مضطرب.که اطمینان قلب ندارد. آشفته دل. وسواسی. || ناامن. بدون امنیت. آشفته. پر آشوب. متشنج. که ایمنی در آنجا نیست. مقابل آرام. رجوع به آرام شود.
فرهنگ عمید
( ناآرام ) ۱. بی آرام، بی قرار.
۲. (صفت ) پرتلاطم.
فرهنگ فارسی
( نا آرام ) ( صفت ) ۱ - آنکه آرام و سکون ندارد. ۲ - شتابنده عجول. ۳ - نا آسوده بیقرار. ۴ - ناامن پر آشوب مقابل آرام.