مکروهه

مترادف‌ها

ناپسند، مکروه، ناخوشایند

متضادها

مستحب، مباح، پسندیده

لغت نامه دهخدا

( مکروهة ) مکروهة. [ م َ هََ ] ( ع اِ ) رجل ذو مکروهة؛ مرد با سختی و شدت. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مکروهه. [ م َ هََ ] ( ع ص ) مکروهة. مؤنت مکروه. رجوع به مکروه شود. || امری که ترک آن راجح و فعل آن مرجوح است: از دخول در مداخل محرمه و مکروهه محترز نباشند. ( مصباح الهدایه چ همایی ص 57 ). و رجوع به مکروه و مکروهات ( اصطلاح فقهی ) شود. || اسم دراهم مسکوک به دست حجاج بن یوسف است که روی آن نقش «قل هواﷲاحد» بوده و چون بدون طهارت به آن دست نمی زدند مکروهه نامیده شد. ( ترمینولوژی حقوق، تألیف جعفری لنگرودی ). و رجوع به النقود العربیة ص 13 و 15 و 43 شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مکروه جمع: مکروهات.

جمله سازی با مکروهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بررسی دقیق احکام مربوط به طهارت و عبادات، هر عمل مکروهه باید با دقت بررسی شود تا فرد بداند چه رفتاری ناپسند است.

💡 برخی از فقها معتقدند که هر عمل مکروهه در واقع می‌تواند در شرایط خاصی به درجه مستحب یا حتی واجب تغییر پیدا کند.

💡 برای رعایت تقوا در زندگی، شناخت هر عمل مکروهه و دوری از آن، گامی مهم در جهت رسیدن به کمالات اخلاقی در جامعه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران