موصیه
مترادفها
توصیه، وصیت، پند، نصیحت
لغت نامه دهخدا
( موصیة ) موصیة. [ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث موصی. زنی که وصیت می کند. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با موصیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیر بزرگ خانواده قبل از مرگ، موصیهای مهم در مورد نحوه برخورد با فرزندان و حفظ وحدت خانوادگی بر جای گذاشت.
💡 استاد با ارائه یک موصیه اخلاقی، دانشجویان خود را تشویق کرد تا در مسیر جستجوی دانش، هرگز از پرسیدن سوالات دشوار نترسند.
💡 در متن قدیمی این سند، موصیهای مبنی بر تقسیم عادلانه زمینهای کشاورزی بین تمام اعضای خاندان به چشم میخورد که بسیار گویاست.