موائل
مترادفها
مسکن، محل سکونت، زیستگاه
لغت نامه دهخدا
موائل. [ م َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مائل. رجوع به مائل شود. || ج ِ مائلة به معنی زن باتبختر و زن خرامنده. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جمع مائل.
مسکن، محل سکونت، زیستگاه
موائل. [ م َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مائل. رجوع به مائل شود. || ج ِ مائلة به معنی زن باتبختر و زن خرامنده. ( از ناظم الاطباء ).
جمع مائل.