مهر گسستن

مترادف‌ها

قطع پیوند، گسستن محبت

متضادها

مهر بستن، پیوند داشتن

لغت نامه دهخدا

مهر گسستن. [ م ِ گ ُ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) مهر گسلیدن. قطع کردن مهر و محبت:
از دگری چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلم
هم تو که خسته ای دلم مرهم جان خسته ای.سعدی.تا تو به خاطر منی کس نگذشت در دلم
مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم.سعدی.

جمله سازی با مهر گسستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهر گسستن از سوی عزیزان، یکی از سخت‌ترین تجربه‌هایی است که می‌تواند قلب یک انسان را از شدت اندوه و غم دچار آسیب کند.

💡 در اشعار قدیمی، مهر گسستن و پیمان‌شکنی معشوق، موضوعی تکراری بود که به توصیف حالات ناامیدی و بی‌قراری عاشق در ادبیات پرداخته است.

💡 وقتی روابط انسانی با بی‌اعتمادی همراه شود، مهر گسستن و از بین رفتن پیوندهای عاطفی، به یکی از پیامدهای ناگزیری در جامعه تبدیل می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران