منخوت

لغت نامه دهخدا

منخوت. [ م َ ] ( ع ص ) برچیده و از جای برداشته. ( ناظم الاطباء ). || منخوت الفؤاد؛ جبان و ترسو و سهمگین و ترسناک. ( ناظم الاطباء ).
منخوت. [ م ُ خ َ وِ ] ( ع ص ) پرتاب کننده. || باز چنگ زننده و رباینده. ( ناظم الاطباء ).