منخلی
مترادفها
متخلخل، سوراخدار، دارای حفره
متضادها
متراکم، پر، صلب
لغت نامه دهخدا
منخلی. [ م ُ خ ُ / م ُ خ َ لی ی ] ( ع ص نسبی ) آردبیزفروش.( مهذب الاسماء ). منسوب به منخل. رجوع به منخل شود.
جمله سازی با منخلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استفاده از سنگهای منخلی در سیستمهای فیلتراسیون آب باعث میشود که ذرات ریز و آلودگیها با دقت بسیار بالایی از میان حفرهها جدا شوند.
💡 ساختار استخوانهای برخی موجودات به صورت منخلی طراحی شده است تا علاوه بر کاهش وزن، استحکام لازم برای حرکت در محیطهای مختلف را فراهم کنند.
💡 خاکهای منطقه به دلیل داشتن ساختار بسیار منخلی، آب باران را به سرعت از خود عبور میدهند و به سختی میتوانند رطوبت را ذخیره کنند.