منخلی
مترادفها
متخلخل، سوراخدار، دارای حفره
متضادها
متراکم، پر، صلب
لغت نامه دهخدا
منخلی. [ م ُ خ ُ / م ُ خ َ لی ی ] ( ع ص نسبی ) آردبیزفروش.( مهذب الاسماء ). منسوب به منخل. رجوع به منخل شود.
متخلخل، سوراخدار، دارای حفره
متراکم، پر، صلب
منخلی. [ م ُ خ ُ / م ُ خ َ لی ی ] ( ع ص نسبی ) آردبیزفروش.( مهذب الاسماء ). منسوب به منخل. رجوع به منخل شود.