لغت نامه دهخدا
منتصی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) موی درازگردیده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ذیل «ن ص و» ) ( از اقرب الموارد ). || کوه بلند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ذیل «ن ص و» ) ( از اقرب الموارد ). || برگزیننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
منتصی. [ م ُ ت َ صا ] ( ع اِ ) اعلای دو وادی. ( ناظم الاطباء ). اعلای دو وادی متصل به هم. ( از اقرب الموارد ).