منتسم
مترادفها
نشاندار، علامتدار
لغت نامه دهخدا
منتسم. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) نسیم گیرنده. || مجازاً به معنی بوی خوش گیرنده. ( غیاث ) ( آنندراج ).
نشاندار، علامتدار
منتسم. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) نسیم گیرنده. || مجازاً به معنی بوی خوش گیرنده. ( غیاث ) ( آنندراج ).