لغت نامه دهخدا
مناوات. [ م ُ ] ( از ع، اِمص ) مناواة. خصومت: هر دو به معادات یکدیگر برخیزند و کار به مناوات انجامد. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 49 ). رجوع به مناواة شود.
مناواة. [م ُ ] ( ع مص ) دشمنی کردن با هم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مدخل قبل شود.