کلمه «مملخت» در منابع قدیمی فارسی به معنای «کفش» یا «پایافزار» آمده است و در متون فرهنگهای لغت مانند برهان قاطع، آنندراج و ناظم الاطباء ثبت شده است. برخی لغتنویسان اشاره کردهاند که واژه «مملخت» احتمالاً تحریفشده یا دگرگونشدهی «هملخت» است که آن هم معنی کفش و پایافزار دارد. در واقع، «مملخت» نشاندهنده همان مفهوم عملی و کاربردی کفش در زندگی روزمره گذشته است و به لایهای از فرهنگ و زبان کهن فارسی مربوط میشود. این واژه بیشتر در متون ادبی و فنی برای اشاره به پایافزار به کار رفته و کاربرد آن محدود به کفش نبوده، بلکه گاهی به معنای نوعی محافظتکننده برای پا نیز بوده است. همچنین، ثبت این کلمه در چند فرهنگ مختلف نشاندهنده اهمیت آن در جامعه و زبان گذشته است. میتوان گفت که «مملخت» به نوعی تداوم و انعکاس واژه «هملخت» است و نقش مشابهی در بیان ابزارهای روزمره و پوشش داشته است.
مملخت
لغت نامه دهخدا
مملخت. [ م َ ل َ ] ( اِ ) کفش. پای افزار. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). صاحب برهان گوید: به این معنی هملخت نیز آمده است - انتهی. وبسیار محتمل است که مملخت دگرگون شده هملخت باشد.