ممادح

مترادف‌ها

ستایشگران

متضادها

نکوهنده، ملامت‌گر، بدگوی

لغت نامه دهخدا

ممادح. [ م َ دِ ] ( ع اِ ) ضد مَقابح. ( از اقرب الموارد ). جمعی است بی مفرد. ( المزهر سیوطی ). جمع سماعی ممدَح است و لغةً به معنی زیبائیها و ستودگیها.

جمله سازی با ممادح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران باستان، بسیاری از ممادح در دربار پادشاهان حضور داشتند تا با سرودن اشعار حماسی و زیبا، از بزرگی و قدرت فرمانروای خود تمجید کنند.

💡 شاعران بزرگ تاریخ ایران همواره به عنوان ممادح راستین عدالت و حق شناخته شده‌اند که با کلام خود، حقیقت را برای مردم بازگو می‌کردند.

💡 این گروه از ممادح با استفاده از واژگان پرطمطراق، سعی داشتند تا اقتدار و شکوه دولت جدید را در میان توده‌های مردم به شدت بالا ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران