کلمه «ملاخه» یا «ملاخة» در لغت به معنای بیمزه و بیطعم شدن غذاست و زمانی به کار میرود که طعام مزه خود را از دست داده یا متغیر شده باشد. منابعی مانند منتهی الارب، آنندراج و ناظم الاطباء این واژه را برای توصیف تغییر طعم و از بین رفتن لذت خوردن به کار بردهاند. علاوه بر این، ملاخه در برخی منابع به معنای «بازماندن گشن از گشنی» ذکر شده است؛ گشنی به جفتگیری اشاره دارد و ملاخه در این زمینه به عدم موفقیت یا ناکامی در جفتگیری حیوانات نر و ماده گفته میشود. بنابراین، ملاخه هم کاربرد غذایی و هم کاربردی در امور حیوانات دارد. در کاربرد غذایی، این واژه حالت بیطعمی و کممزه شدن را بیان میکند و در کاربرد حیوانی، به ناکامی در جفتگیری اشاره دارد. این کلمه نشاندهنده دقت زبان فارسی در توصیف حالات مختلف مواد و رفتارهای طبیعی است.
ملاخه
لغت نامه دهخدا
( ملاخة ) ملاخة. [ م َ خ َ ] ( ع مص )بی مزه گردیدن. ( منتهی الارب ). متغیر و مزه برگشته شدن طعام. ( آنندراج ). بی طعم و بی مزه گردیدن. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بازماندن گشن از گشنی. مُلوخ. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بی مزه گردیدن. بی طعم و بی مزه گردیدن