ملاحج تصویر معنی ملاحج لغت نامه دهخدا ملاحج. [ م َ ح ِ ] ( ع اِ ) جایهای تنگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مضایق. ( محیطالمحیط ). || محاجم. ( از اقرب الموارد ). فرهنگ فارسی جایهای تنگ. مضایق کلمات مرتبط مشیخاء مضائق معایر ضایق معاقه