مقرص

لغت نامه دهخدا

مقرص. [ م ُ ق َرْ رَ ] ( ع ص ) حلی مقرص؛ پیرایه گرد همچون کلیچه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). زیورو پیرایه گرد همچون قرص نان. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مقرص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیمار باید طبق دستور پزشک و در ساعت‌های مشخص شده، هر روز یک عدد از این مقرص را همراه با مقدار زیادی آب میل کند.

💡 داروساز با دقت بسیار زیاد، دستورات تجویز شده توسط پزشک را روی بسته‌بندی مقرص‌های جدید برای بیمار نوشت تا اشتباهی رخ ندهد.

💡 مصرف بیش از حد این نوع مقرص می‌تواند اثرات جانبی شدیدی بر سیستم عصبی بدن داشته باشد، بنابراین حتماً باید تحت نظر متخصص مصرف شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران