مقتئن

مترادف‌ها

مطمئن، یقین، شک‌ناپذیر

متضادها

مردد، شکاک، مشکوک

لغت نامه دهخدا

مقتئن. [ م ُ ت َ ءِن ن ] ( ع ص ) ( از «ق ت ن » ) مُقَتَّن. راست ایستاده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). راست ایستنده. ( آنندراج ). منتصب. ( ذیل اقرب الموارد ) ( محیط المحیط ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران