کلمه مفرشه در معنای نخست و رایج، به معنای زیرانداز، فرش یا بستر کوچکی است که در خانهها پهن میکنند و بر روی آن مینشینند. این کلمه از ریشه «فرش» به معنای گستردن گرفته شده و همخانواده واژههایی مانند «فرش» و «مفروش» (مبلمان) است. این معنی نشاندهنده کاربرد عمومی و خانگی آن به عنوان یک پوشش یا سطح نرم برای نشستن و آرامش است. در معنای تخصصی و کهنتر، مفرشه اصطلاحی پزشکی و مربوط به جراحتهای سر است. بر اساس منابع قدیمی مانند «السامی» و «منتهیالارب»، این کلمه به نوع خاصی از شکستگی جمجمه اشاره دارد که در آن استخوان سر میشکند و ترک برمیدارد، اما خرد و ریزهریزه نمیشود. به بیان دیگر، شکستگی از نوع درونی و ترکخورده است، نه از نوع متلاشیشونده. واژه «مفرشه» در این معنی، احتمالاً از مفهوم «شکافتن» و «گستردن ترک» بر روی استخوان گرفته شده است. این کاربرد، حکایت از پیشینه غنی زبانهای منطقه در توصیف دقیق آسیبهای بدنی با واژههای ویژه خود دارد.
مفرشه
لغت نامه دهخدا
( مفرشة ) مفرشة. [ م ِ رَ ش َ ] ( ع اِ ) شادگونه مانندی است خردتر از مِفرَش که بر رحل گسترند و بر آن نشینند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). ج، مفارش. ( اقرب الموارد ).
مفرشة. [ م ُ ف َرْ رِ ش َ ] ( ع اِ ) شکستگی سر که استخوان را بشکافد و بنشکند. ( السامی ). شکستگی سرکه استخوان کفته باشد بی آنکه ریزه گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).