تنها خوار

لغت نامه دهخدا

تنهاخوار. [ ت َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) تنهاخور. کنود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
بداند هرکه باتدبیر باشد
که تنهاخوار، تنهامیر باشد.نظامی.

فرهنگ فارسی

تنها خور. کنود

جمله سازی با تنها خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آگهی کی دارد از اسکندر تشنه‌جگر خضر تنها خوار کو با آب حیوان خو گرفت

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز