مفترشه

مترادف‌ها

گسترده، مفروش، پهن‌شده

متضادها

جمع شده

لغت نامه دهخدا

( مفترشة ) مفترشة. [ م ُ ت َ رِ ش َ ] ( ع ص ) اکمة مفترشةالظهر؛ پشته گسترده هموار پست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط