مغنطیس
مترادفها
آهنربا
لغت نامه دهخدا
مغنطیس. [ م َ ن َ ] ( معرب، اِ ) آن سنگ که آهن به خود کشد. ( مهذب الاسماء ). سنگ آهن ربای. ( منتهی الارب ). مغناطیس. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مغناطیس شود.
جمله سازی با مغنطیس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای جدا کردن ذرات فلزی از میان شن و ماسه، مهندسان از یک مغنطیس بسیار قدرتمند و بزرگ برای کشیدن آهن از میان مواد دیگر استفاده میکنند.
💡 در این آزمایش فیزیک، ما از یک مغنطیس کوچک برای بررسی جهت حرکت ذرات باردار در میدان ایجاد شده توسط این مغنطیس استفاده کردیم.
💡 اگر یک مغنطیس را به قطبهای مخالف هم نزدیک کنید، نیروی جاذبه شدیدی بین آن دو مغنطیس ایجاد میشود که بسیار بسیار قدرتمند است.