مغالقه
لغت نامه دهخدا
( مغالقة ) مغالقة. [ م ُ ل َ ق َ] ( ع مص ) گرو بستن به تاختن. ( منتهی الارب ). گرو بستن در تاختن اسب. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با مغالقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جلسات مناظره، اگر بحث از مسیر علمی خارج شده و صرفاً به بحثهای بیهوده و مغالقه تبدیل شود، نتیجهای علمی حاصل نخواهد شد.
💡 او به جای ارائه شواهد مستند، شروع به مغالقه و بحثهای بیپایان کرد تا از پاسخگویی در برابر سوالات اساسی و مهم خودداری نماید.
💡 تلاش برای حل اختلافات باید بر پایه منطق باشد، نه بر پایه مغالقه و بحثهایی که تنها باعث افزایش تنش و دوری از حقیقت میشود.