مغاثه
مترادفها
یاری، کمک
متضادها
آزار، رنج دادن
لغت نامه دهخدا
( مغاثة ) مغاثة. [ م ُ ث َ ] ( ع ص )زمین باران رسیده. ( آنندراج ). ارض مغاثة؛ زمین باران رسیده. ( ناظم الاطباء ).
یاری، کمک
آزار، رنج دادن
( مغاثة ) مغاثة. [ م ُ ث َ ] ( ع ص )زمین باران رسیده. ( آنندراج ). ارض مغاثة؛ زمین باران رسیده. ( ناظم الاطباء ).