معجلا
مترادفها
زود، سریع، فوراً، بیدرنگ
لغت نامه دهخدا
( معجلاً ) معجلاً. [ م ُ ع َج ْ ج َ لَن ْ ] ( ع ق ) بشتاب و عجله. ( ناظم الاطباء ). سریعاً. عاجلاً. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
بشتاب و عجله سریعا
زود، سریع، فوراً، بیدرنگ
( معجلاً ) معجلاً. [ م ُ ع َج ْ ج َ لَن ْ ] ( ع ق ) بشتاب و عجله. ( ناظم الاطباء ). سریعاً. عاجلاً. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
بشتاب و عجله سریعا